تبليغاتX
به سوی خوشبختی - چرا من ؟؟؟؟
                            

              ...      تقاضا می کنم اول بخونید ، بعد نظرتون رو بگید ....

                       ((  هیچ کس به اندازه من مشکل ندارد))

چرا تنها من میان اینهمه مردم مشکل دارم ؟  چرا هرچه اتفاق بد است برای            

من می افتد؟  چرا من  همیشه شکست می خورم؟...

 یکنفر از نردبان ترقی بالا می رود ،مثل اینکه نیرویی جادوئی از قبل این پله های ترقی را پیش بینی

کرده ،ولی دیگری کور کورانه و نا امید جلو می رود ،سر می خورد ،مثل اینکه به عقب هل داده می  شود

  و توسط یک نیروی جادوئی سیاه سحر شده است .

چرا برای دیگران هست ،اما برای من نیست ؟.

این سوال همیشگی در زندگی زیادی از مردم است که از پیدا کردن موفقیت ،عشق ، امنیت یا شناخت

نا امید شده اند .چرا تنها من میان همه مردم مشکل دارم ؟.این سوال آزار دهنده زیادی از مردم است که

بامشکلات بدون جواب ،استرس ها و شکها روبرو هستند . و تنهایک جواب نهایی و غایی وجود دارد و آن

نشناختن نیرویی ست که دروجود ماست.(( ذهن نیمه هشیار )) قدرتی ست که کنترل آن ما را به

بالاترین قله آرامش و موفقیت می رساند.در وجودشما انسانی ست ،راهنمای زندگی و آینده تان ،در

واقع فرد موفقی را که منتظرش هستید ،دروجود خود شماست و اگر آنرا بیابید انسان هرگز تنها

نیست ..درون هر یک از ما انسانی ست قوی ،باهوش و پر انرژی که ما هرگز صدایش را نمی شنویم ،

درواقع ما هیچ گاه زمانی برای خلوت کردن یا شنیدن صدای درونمان نمی گذاریم .

صحبت کردن در باره نا خوشی ها ،مانند کود ریختن پای علفهای هرز است .افکار منفی شما را زیر

بارنگرانی ،عجز و احساس حقارت از پا درمی آورند. آنها شما را درحال که دیگران به سرعت در گذرند ،با

کوله باری از مشکلات کنار جاده رها می کنند .افکار منفی را پیش از آنکه تبدیل به هیولای ذهنی شوند

از بین ببرید .شکست های شغلی ،بیوفایی های معشوق ،سر خوردگی از رفتار مردم ،تنهایی

،دلتنگی ... همه و همه هیولای ذهن را می سازد.

زندگی مثل یک پیانوی زیباست ،با شاستی های سیاه و سفید ،شاستس های سفید ،خوشیها و

شاستی های سیاه ،غمها و غصه ها ...اگر قرار است آهنگ خوبی ازآب در بیاید ،باید هر دو را بنوازید.

در ملکوت :اگر دری بسته شود ،دروازه یی گشوده خواهد شد . در ملکوت ، چیزی به نام

خوشبختی وجود ندارد ...هرگز تمام برگه های برنده ،دست یک نفر نمی افتد . انسان با داشتن آرامش و

ذهنی سالم ، خوشبخت ترین مخلوقات است ..آرزوهای دست نیافتنی آرامش را از انسان می گیرد .

اگر خوب نگاه کنید ، زندگی عذاب آورتان را خودتان درست کرده اید . زندگی راه خودش را می رود ،گاهی

به سنگ می رسد ،گاهی به گودال ، گاهی هم به دشتی پر از گل ...افراد موفق به امید آن تمام این

مسیر را طی کرده اند .به نظر میرسد موفقیت ، چسبیدن است ، چسبیدن به هدفی که حتی دیگران

رهایش کرده اند . می ترسم اگر رویا هایم به حقیقت بپیوندد ، دیگر دلیلی برای زندگی

نداشته باشم . و این همان چیزیست که مبارزان روشنایی  سعی می کنند به

دیگران بیاموزند .

((آخر چقدر باید در تاریکی ماند ؟ ))...          .آنقدر که بتوان در تاریکی   دید .  

  و این جوابی ست برای تمام سوالهایی که روی شانه هایتان سنگینی می کند .

+ نوشته شده توسط همایون در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:36 |